X
تبلیغات
رایتل

من در سرزمین ژرمنها

من و نوشته هام و روزهای بارانی

آغازش به یاد تو و کلمات تو ...

 این جایم رسیده!

از قول و قاعده بیزارم
از نام و از نوشتن بیزارم
از ترس، دلهره، دانایی.

بیزارم از چه رفته به باد وُ
از چه خواهد شدِ این همه که خواب.

هی سیبِ رسیده
طعمِ ناتمامِ به یکْ‌بارگی!
مرا طوافِ همان ملایکم بس بود
سجده‌ی نور و سکوتِ ستاره‌ام بس بود
این چه رنج و رازِ بی‌آغازی‌ست
که هی نرفته باز
دامنِ دریا را به تحفه‌ی تشنه‌اش تَر کنم؟
مرا به خانه‌ی خودم
به خوابِ همان هزاره‌ی رویاریزِ آینه برگردانید.

نه طعمِ ناتمام و نه برکتِ بوسه
تنها باد است که از فرازِ خاکسترِ ما می‌گذرد
بگذارید به خانه‌ام برگردم
مرا جز آن آرمشِ تا اَبَد عجیب
دیگر هیچ آرزویی از اَزَل نبوده است.  

 ( استاد سید علی صالحی )

[ پنج‌شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ بانو ]

[ 3 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه