***  یک غزل سبز  ***

من و نوشته هام و روزهای بارانی


ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

یادگاری از یک دوست

پنجشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1389 3:49 PM نویسنده: غزل بانو نظرات: 3 نظر چاپ

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما  
غزل توست که در قولی از آن ما نیست
تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم  
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این که پیوست به هر رود که دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست. 

 

آغازش به یاد تو و کلمات تو ...

پنجشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1389 10:41 AM نویسنده: غزل بانو نظرات: 3 نظر چاپ

 این جایم رسیده!

از قول و قاعده بیزارم
از نام و از نوشتن بیزارم
از ترس، دلهره، دانایی.

بیزارم از چه رفته به باد وُ
از چه خواهد شدِ این همه که خواب.

هی سیبِ رسیده
طعمِ ناتمامِ به یکْ‌بارگی!
مرا طوافِ همان ملایکم بس بود
سجده‌ی نور و سکوتِ ستاره‌ام بس بود
این چه رنج و رازِ بی‌آغازی‌ست
که هی نرفته باز
دامنِ دریا را به تحفه‌ی تشنه‌اش تَر کنم؟
مرا به خانه‌ی خودم
به خوابِ همان هزاره‌ی رویاریزِ آینه برگردانید.

نه طعمِ ناتمام و نه برکتِ بوسه
تنها باد است که از فرازِ خاکسترِ ما می‌گذرد
بگذارید به خانه‌ام برگردم
مرا جز آن آرمشِ تا اَبَد عجیب
دیگر هیچ آرزویی از اَزَل نبوده است.  

 ( استاد سید علی صالحی )

دلم برات تنگ میشود .

چهارشنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1389 1:38 PM نویسنده: غزل بانو نظرات: 0 نظر چاپ

چرا با من نماندی تا گریه های انتهای روز راد سر بر آغوش هم زار بزنیم ؟؟ 

 

چرا بوی فرغ میدهد این احوالژرسی های گاه و بیگاه و بزرو حجب و حیا ؟؟ 

 

چرا با من حرف نمیزنی ؟؟ 

 

چرا نمیگویی که بدانم کدام قافیه را اشتباه نوشتم ؟؟ 

 

چرا دردهای آدمی انگار تمامی ندارد ؟؟